عبد الحسين نوايى

13

شاه عباس ( مجموعه اسناد و مكاتبات تاريخى همراه با يادداشتهاى تفصيلى ) ( فارسى )

قلعهء ايروان به دو رسيد و او با اطمينان خاطر رهسپار فتح شروان شد . طول مدت سفر كه به چهار سال رسيده بود و تنگى معيشت سربازان و چهارپايان و گرانى فراوان غله و علوفه موجب شده بود كه افراد بى بضاعت سپاه پياده راه‌پيمائى كنند و افراد برجستهء اردو نيز جز علف صحرا نتوانند غذايى براى اسب و استر خود فراهم آورند . ضمنا ترس ازين مطلب نيز در - ميان بود كه مبادا روميان كه سال گذشته اقدامى نكرده بودند ، هنگام بهار با تجهيز قواى فراوان ، به پس گرفتن فتوحات از دست رفته برخيزند . اما ارادهء شاه عباس خلل ناپذير بود . شاه صفوى طى نامه‌اى به احمد پاشا بيگلربيگى شماخى اتمام حجت نمود و او را از - مقاومت بر حذر داشت كه تا سال ديگر مددى نخواهد رسيد . محصورين به اميد رسيدن كمك خواستند به لطايف الحيل مهلتى به دست آرند . اما شاه عباس در بحبوحهء سرما و يخ بندان از رودخانهء كر گذشت و متوجه محاصرهء شماخى شد ، هرچند كه اسب و استر و شتر و الاغ بسيارى از اردوى قزلباش در رودخانهء يخ بسته غرق شدند ، ولى صبح سه شنبه دهم رمضان شاه عباس صفوى ، با سپاه خسته ولى فداكار خود ، به پاى قلعهء شماخى رسيد و در فاصلهء ربع فرسخى شهر اقامت گزيد و به محاصرهء شهر پرداخت در حالى كه باران مىباريد و اين بارندگى در حدود سه ماه ادامه يافت . در خلال محاصرهء شماخى فتح قلاع باكو ( بادكوبه ) و دربند روى داد . در باكو مردم بر پادگان ترك شوريدند و او را گرفتند و هر كس را كه در مقام ستيزه برآمد كشتند و خبر اين اقدام را به عرض شاه صفوى رسانيدند . پس از شيوع اين خبر ، مردم دربند نيز در مقام دولت خواهى و هوادارى قزلباشان ، سر از اطاعت تركان پيچيدند و اوسمى خان قيتاق از فدائيان شاه عباس را به شهر خواندند و دروازهء شهر را بر روى او گشودند . حسن پاشا فرماندهء پادگان ترك با شصت هفتاد نفر از تركان عثمانى امان خواست . شاه عباس استمالت نامه‌اى براى وى فرستاد و او نيز قلعه را به سپاهيان ايران سپرد . اندكى بعد قلاع ماكو ( ماكويه ) و بايزيد و سرانجام قلعهء استوار قارص به دست امير گونه خان افشار سردار ايروان افتاد و روز پنج شنبه نهم ربيع الثانى سال 1015 ه اين خبر به شاه عباس رسيد . روز بيست و ششم صفر همين سال نيز فتح شهر شماخى صورت گرفت . دو سه هزار نفر از عثمانيان به قتل آمدند و اموال آنان به غارت رفت و « تمامت شهر شماخى به جاروب حادثه رفته شد » و قلعهء درونى شهر نيز بيش از پنج شش روز تاب مقاومت نياورد و روز چهار - شنبه دوم ربيع الاول ، پاشايان ترك شهر را به قزلباشان واگذاشتند . قزلباشان شمس الدين پاشا